ძօƙհἶ ჩმɾօօղἶ

ولی...

دفه.. اول..

ناراحتت میکنه

دلیل میاره..بعدش معذرت خواهی میکنه

با خودت میگی اشکال نداره بابا تو دوستی ازینا پیش میاد...

دفه دوم اذیتت میکنه، کاری رو ک دوس نداری انجام میده..بهش میگی، بازم دلیل میاره بازم معذرت خواهی میکنه

با خودت میگی آره پشیمونه از کارش، ارزش نداره باهاش بد برخورد کنی..

دفه.. سوم..

یه کاری میکنه بد میخوره تو ذوفت،احساس میکنی سردی

با خودت میگی یکی هست ولی انگاری نیس،بهش میگی من دیگه نمیتونم..

با حرفاش نگهت میداره..دلیل میاره

میبخشیش...ن اینکه اون ب تو نیاز داره..ن..بخاطر اینکه دل شکستن کار درستی نیست..این یه قانونه.

دفه چهارم...ولی..

ن دیگه هیچی جواب نمیده..دیگه فک نمیکنی ک بتونی کاراشو تحمل کنی..

دلیلی لازم نیس.. دیگه لازم نیس بهش تذکر بدی..لازم نیس بهش گوش زد کنی..

لازم نیس واستی تا ازت معذرت خواهی کنه..

شاید اشکال از تو نباشه..حق با اون باشه..ولی مهم نیس..

مهم اینه که دلت دیگه با اون آروم نیس..

ایندفه باید بزاری بری...بدون اینکه دیگه بهش چیزی بگی..

باید قوی باشی...

 

 


برچسبـهـ ـا : ✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در چهارشنبه 12 آذر 1393 ساعت 22:40 توسط artima : ارسال نظر(1)
post

باراول بامعذرت خواهی...بار دوم گریه
بارسوم با ریختن غرورت
ولی بار چهارم دیگه نمیشه
نباید کاری بکنی....چون حتی اگه بمونه
بازموقتیه...ینی کسی که دلش باتو
نباشه و بخواد بره
میره بفهم پس فقط برو کناروبهش بگو:

خداحافظ


برچسبـهـ ـا : ✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در چهارشنبه 12 آذر 1393 ساعت 17:26 توسط dokhi-barooni : ارسال نظر(4)
post


برچسبـهـ ـا : ✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در جمعه 07 آذر 1393 ساعت 19:47 توسط dokhi-barooni : ارسال نظر(1)
post

بعضے حرفا رو نمیشہ گُفـت ، بآید خـورد .. !
ولے بعضے حرفا رو ، نہ می شہ گفت ، نہ میشہ خورد .. !
می مونہ ســر دل !میشہ دل تـــنـــگ !میشہ بــــــغــــض !میشہ ســڪـــوت !
میشہ همون وقتے ڪـہ خودتم نمیدونے چـہ مَرگِـتـہ!!


برچسبـهـ ـا : ✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در دوشنبه 03 آذر 1393 ساعت 16:05 توسط dokhi-barooni : ارسال نظر(2)
post

رفتی ازبینمون مرتضی عزیز
ولی همیشه بیادتیم
اروم بخوابی مرتضی جان...

 

 


برچسبـهـ ـا : ✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در شنبه 24 آبان 1393 ساعت 15:55 توسط dokhi-barooni : ارسال نظر(2)
post

امشب مث همیشه دلم گرفته.....اوووووووف...
چه روزای بدی دارم...

برچسبـهـ ـا : ✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در دوشنبه 19 آبان 1393 ساعت 20:48 توسط dokhi-barooni : ارسال نظر(0)
post

از پیشم میری .....

اون بیرون انگار هنوز بارونه

اشکامم دیدی ولی انگار دوریم برات اسونه

امشبم بارونه اسمونم انگار شده ویرونه

تو روزات ارومه اینجا یکی داغونه

بگو هنوز یادته

درگوشم اهسته گفتی با من میمونی

واسه همیشه یادته

ولی رفتی بی وفا

واسه تو فرقی نداشت که چی میاد به سرم بعد از این

خععععععلی بی تو سخت میگذره این شبــــــا

 

اسونای ابرین ...

چیزی نمونده که بادبونا زخمی شن

بریدم دیگه مث ناخدا که یه قدمیش کوه یخ دیده

هم چی تموم شد دلم تنگه

بدون تو زمستونام چقدر سرده

مگه میشه این روزا یادت بره خوب

مگه میشه عاشق بازم عاشق بشه خوب

من نمیفهمم چرا باید بگی بر نمیگردم..

 

 


برچسبـهـ ـا : ✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در یکشنبه 11 آبان 1393 ساعت 13:53 توسط dokhi-barooni : ارسال نظر(1)
post

من و تو و یه خونه...

تو و منه دیوونه...

یه عالم روزای عاشقوونه

یه قدم و دوقدم کنارتواومدم

چشای تومث اسمونه

بدون تودل من یه دل پریشونه

یه نفس ودونفس بین ماها فاصله س

باتوعاشقی همیشه سادس

کی میتونی یه ذره دل تورو ببره

غم وغصه دیگه باماقهره

دل ماعاشق ترین عاشقای این شهره

تک تک لحظه ها وقتی تو بامنی مث خاطره ی بچه گیمه

زل میزنم به توهرکاری میکنم بدون اینا واسه سادگیمه

اینـــا همش دلیلی واسه عاشقیمه

خط خطی میکنم هرچی رو غیرتو تک وتنهاتوتوزندگیمی

باعث اشکمو باعث خندمی تو دلیل این دیوونگیمی

ارزش شادی تو عکسای رنگیمی

 

من وتو توی یه سفر

ازهمه جابی خبر

روبه روی ماروزای بهتر

حواس منو تو هس شیشه ی غمو شکست

همه زندگی همین یه لحظه س

دل منو توبه هم دوطرفه وابسته س

یه جوری عاشقتم عجیبه واسه خودم

دلتو بایه ترانه بردم

کی میتونه جلوی دل منو بگیره اخه دوس داره برات بمیره

هوای بدون تو چقده نفس گیره


برچسبـهـ ـا : ✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در پنج‌شنبه 01 آبان 1393 ساعت 16:24 توسط dokhi-barooni : ارسال نظر(3)
post

یه سالیه که ازپیشم رفتی

بااینکه میگفتی دوریم سخته یه ثانیه

وحالاازهم دیگه ماچه دوریم وبدون تو بهم ریخته حال روحیم

چیه؟نگامیکنی زیرچشی

فکراینی که ایندفه میدم گیر به چی!

من که رفتم فقط امیدوارم یه روزتوهمازاین کارات سیربشی!

نه...دیگه به دستت اتومیدم نه دیگه  به هیچ کسی جاتو میدم...

من بدترین روزاموباتودیدم دیگه ازت ناامیدم

جدایمون تنها داشت دوحالت وسه من سخت بود ولی واسه تو راحت

بذابرو چون اگه راستشوبخوای دیگه بیزارم از دیدن دوبارت

من هنوزم توفکرتم یه سره فقط امیدوارم این روزابگذره

میدونم حالتو بدون من بهتره

چی میشد معرفت داشتی تویه ذره

 

چه کارایی واست میکردم نمیدیدی

ببین من پردردم نمیبینی

رفتامم باتوسردن نمیبینی؟

چراجایی تومنوگردن نمیگیری

نه..ازت میخوام بیای پیشم...

نه دیگه بادروغت سیامیشم

من دیگه واسم مهم نی اصن بعدمن رفیق صمیمیات کیامیشن

شایدنمیتونستی با یکی باشی

شاید...دوس داشتی قاطیه اکیپ هاشی!

شاید...توهم زیاد دردودلات..

شاید...بودتقصیرهردوی ما..

واسه موندنت نمیکنم تلاشی

خوشبحال اونی که الان براشی

منم که دیگه خب به این عادت کردم که تو شرایط سخت

کنارم نباشی...

 

 

 


برچسبـهـ ـا : ✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در چهارشنبه 16 مهر 1393 ساعت 17:38 توسط dokhi-barooni : ارسال نظر(1)
post

♥اینو به افتخار تنها مرد زندگیم میزارم

.

.

.

.

.

.

وقتی بچه بودیم منو میذاشتی رودلتو میگفتی قلب باباکیه؟

منم با صدای کودکانه میگفتم :من

بازمیپرسیدی:جیگرباباکیه؟

میگفتم:من

بازمیپرسیدی چشم باباکیه؟

میگفتم:من

اونموقع ها درک نمیکردم قلب بابا بودن وجیگربابابودن وچسمای بابابودن ینی چی؟♥

اینو وقتی متوجه شدم که صورتت پرازچروک شده وموهات رنگ سیاهشوداده به سفیدی!

بابایی!تمام موهاتو دیدم که بخاطرم سفید شدو اززجرکشیدن من اروم اروم شکستی!!!!

اره تازه فهمیدم قلب بابابودن ینی وقتی تو ناراحتی دل تو دلم نیس!

جیگربابابودن ینی وقتی مریضی وناخشیتومیبینم جیگرم اتیش میگیره

چشم بابابودن ینی وقتی نورچشات کم شدن چشای من خیس شدن

بابایی!!خیلی خیلی خیلی دوست دارمـ

 


برچسبـهـ ـا : ✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در چهارشنبه 09 مهر 1393 ساعت 18:16 توسط dokhi-barooni : ارسال نظر(1)
صفحه قبل1...89101112...15صفحه بعد

Design By : Bia2skin.ir

About

فِڪــرِ تــو رآ פَــتـــے בَر میـــآטּ פֿَـــنـבه هــآیَـــم نمـــیتوانــم پِنهــــآטּ ڪُنَـــم هَــر چِقَـــבر ڪــہ میـــפֿَــنـבَم بــآز غَـــمِ نَـــبـوבَטּ تــو פֿُــوבنمـــآیــــے میــڪـنـב … ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مــیــگـــــَــــن؛وروجـَـکـَـ ـَـم مــیگن;از چـِــشام شــِــیـْـطـَــنـَـتْ مــیـبــاره✘ مـیگن ;خـِــیـــلــــــــے حـــاضــِــر جـَــوابــــَــم✘ مـيگن ;زبـــــــــــون دارم ايـــن هــــــوا میگن ;هـــَــمـــیــشـِــہ شـــادَم میگن ;صـِــدا خـَـنـْـدِهـ هـــات هـَــمــیــشـِــگــیــِـه✘ میگن ;زلـــــــــــــــــــزلــــــ@ };- ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بَعضی وَقتا بایَد مِثه مَن تَنهـــ��ــا باشی، تَنهایِ تَنها... هِی اهَــ��ـنگ گوش بِدی، فـِک ڪٌنی، هَمه چیو بِریزی تو خودِت تا مَرزِ اِنفِـ��ــجار بِری... اونوَقت دَرِ اتاقـو باز ڪٌنی با هَمون لَبخــ☺ـــند مَسخَرہ هَمیشِگی وانٌمود کٌنی همه چی خوبه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ﻣــﮯכﺍﻧـــﻢ ﺭﻭﺯﮮ ﺗـــﻮ ﻣـﺮﺍ כﺭ ﺁﻏــﻮﺵ ﺧـﻮﺍﻫــﮯ ﮔـﺮﻓـﭞْ… ﭘـﺸـﯿﻤــــﺎטּ ﻭ ﺑـﺎ ﭼﺸﻤــﺎﻧــﮯ ﭘُــﺮ ﺍﺯ ﺍﺷـڪ… ﺧــﻮכﻡ ﺭﺍ ڪـﮧ ﻧــﮧ (!) ﻋـڪـ ωـــﻢ ﺭﺍ!… ﻋـڪـ ωـــﮯ ڪـﮧ ڪﻨــﺎﺭﺵ ﻧـﻮﺷــﭡــﮧ ﺍﺳـﭞْ : ” ﯾـڪ ﻫﻔــﭡـــﮧ ﮔـﺬﺷـﭞْ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آבҐ مذهبے اے نیـωـتҐ اما از آنانے کـہ بـہ هیچ ، پایبنـב نیـωـتنـב ، میترωـҐ از آنانے کـہ خـُבا را بـہ چالش میکشنـב ،میترωـҐ اینها براے هیچ کـωــ و هیچ چیز ارزش قائل نیـωـتنـב ! فریب ظاهر روشنفکرشاלּ را نخوریـב کـωـانے کـہ تنها خوב را و عقل ِ خوב را قبول בارنـב شما را בر نهایت ، هیچ میپنـבارنـב ایناלּ بـہ عشق نیز خیانت میکننـב چرا کـہ خـُבایے نـבارنـב ... آבҐ مذهبے اے نیـωـتҐ اما از آنانے کـہ بیش از حـَב مذهبے انـב ، میترωـҐ از هر בیלּ و آئینے کـہ باشنـב از آنانے کـہ تنها آئیלּ و مذهب ِ خوב را راـہ ωـعاـבت میـבاننـב ، میترωـҐ کـωـانے کـہ بـہ غیر از خوב و هҐ کیشانشاלּ ، בیگراלּ را کافر مے انگارنـב فریب ِ ظاهر ِ خـُבا ترωـشاלּ را نخوریـב ! شما را בر نهایت ، کافر میپنـבارنـב ... ایناלּ بـہ عِشق نیز خیانت میکننـב چرا کـہ بـہ בرگاـہ خـُבایشاלּ ، توبـہ خواهنـב کرב ... آבҐ مذهبے اے نیـωـتҐ اما خـُבا ، همـہ בارایے ِ مלּ اـωـت ...
Authors
hasti
Other
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران